احمد مجد الاسلام كرمانى
347
سفرنامه كلات ( فارسى )
آبها تصرفى نكنند و آبها بروسيه برود و مردم كلات زراعتشان منحصر است به ديمكارى كه در سطح جبال و اتلال زراعت ميكنند ، زراعت خيلى زياد و باغ بسيار كم دارند يعنى امروز بواسطه نداشتن آب يا ممنوع بودن از تصرف در آبهاى جاريه كه از اراضى آنها ميگذرد ، نميتوانند آبكارى كنند مگر آنچه در ( پورتكل ) معين شده ، مثلا براى محصوره كلات كه عبارت از « ارغوان محله » و « خروس محله » و « كبود گنبد » باشد اجازه زراعت شلتوك دادهاند و مقدارى باغ به « قلعهنو » اجازه داده است و در « خور » هم مختصرى باغستان در اطراف رودخانه ممانعت نشده و ماوراى آنها بقدرى در « پورتكل » سختگيرى شده كه بناى تازه به آنها اجازه ندادهاند كه مبادا قدرى از آب رودخانه را صرف بنائى كنند . مختصرا تاكنون ميان هيچ قومى و ضعيفى چنين قرارداد سختى نشده است واقعا جگر انسان كباب بلكه دل سنگ خارا آب مىشود كه رودخانه به آن عظمت از جلو خانه انسان بگذرد و حق نداشته باشد از آن آب يك اطاق بسازد . خدا لعنت كند اشخاصى را كه براى گرفتن چند هزار منات چندين هزار رعيت كاركن شجاع ايران را به همسايه فروختند و آتش نامردى افروختند و دل اهل دل را سوختند و اگر خدا خواست عين آن ( پورتگل ) را كه در واقع قباله انتقال يك مملكت حاصلخيز است كه از طرف دولت ايران ، امناى خائن به دولت روس فروختهاند بدست آورده در اين سفرنامه مينگارم تا هموطنان محترم بدانند مأمورين ايرانى چه قسم اشخاصى بودهاند و اين ثروتهاى فوق العاده را از كجا پيدا كردهاند ؟ و در بانكهاى خارجه گذاشتهاند . بارى حالا كارى به آب نداريم مطلب ما بر سر خاك است كه با آنكه ميدانستهاند رعيت كلات محتاج است بداشتن علف ، چرا كه در زمستان چارهاش منحصر است